الفيض الكاشاني
113
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
چگونه ؟ » « 1 » در اخبار پيشنيان آمده است كه يكى از پيامبران ده سال از گرسنگى و نادارى و شپش به خداوند ناله و شكايت كرد ، و جوابى به او داده نشد پس از آن خداوند به او وحى فرمود : چقدر شكايت مىكنى ، من سزاوار نكوهش و شكايت نيستم و تو بدينها سزاوارترى . آغاز تو نزد من در امّ الكتاب پيش از آن كه آسمانها و زمين را بيافرينم چنين بوده است ، و به همين گونه قلم تقدير دربارهء تو رقم زده و قضاى من پيش از آن كه دنيا را بيافرينم بر تو جارى گشته است ، مىخواهى براى تو آفرينش را از سر گيرم يا مىخواهى آنچه را برايت مقدّر كردهام مبدّل سازم تا آنچه را تو دوست مىدارى برتر از چيزى باشد كه من دوست مىدارم ، و آنچه را تو مىخواهى بالاتر از چيزى باشد كه من مىخواهم . به عزّت و جلالم سوگند اگر بار ديگر اين شكايتها از دلت بگذرد نامت را از ديوان نبوّت محو مىكنم . نقل شده است برخى از فرزندان خردسال آدم عليه السّلام بر تن او بالا و پايين مىرفتند . يكى از آنها پايش را بر پهلوى او مىگذاشت و او را مانند پلّكانى قرار مىداد ، بر سر او بالا مىرفت و بر پهلوى او فرود مىآمد ، و آدم عليه السّلام در اين حال سرش را پايين انداخته به زمين مىنگريست ، نه سخن مىگفت و نه سر بلند مىكرد . يكى از فرزندان بزرگش به او گفت : اى پدر آيا نمىبينى اين بچّه به تو چه مىكند خوب است او را از اين كار بازدارى ، گفت : اى فرزند ! من چيزى ديدهام كه شما نمىبينيد ، و چيزى دانستهام كه شما نمىدانيد ، من يك حركت كردم و بر اثر آن از سراى كرامت به سراى خوارى و از ديار نعمت به ديار رنج و بدبختى درافتادم ، بيم دارم اگر حركت ديگرى كنم به من آنچه را نمىدانم برسد . روايت شده است كه خداوند به داوود عليه السّلام وحى فرمود : « تو مىخواهى و من هم مىخواهم و تنها آنچه من مىخواهم واقع مىشود اگر در برابر خواست من تسليم باشى خواست تو را كفايت مىكنم و اگر در برابر خواست من تسليم نباشى تو را در راه آنچه مىخواهى به رنج مىاندازم و سپس جز آنچه خواست من است واقع نخواهد شد » . و نيز پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « خداوند از روى حكمت و جلال خود آسودگى و شادى را در رضا و يقين و غم و اندوه را در شكّ و خشم قرار داده است » « 2 » . مىگويم : امّا آثار ديگرى را كه غزّالى در اين باره بيان كرده چون متضمّن فايده بيشترى
--> ( 1 ) شرح السّنة ابن شاهين از ابى امّامه با سند ضعيف ، المغنى ، الكافى كلينى ، ج 1 ، ص 154 ، باب الخير و الشّر از ابى جعفر و ابى عبد اللّه عليه السّلام . ( 2 ) طبرانى از حديث ابن مسعود جز اين كه در آن آمده كه : « خداوند به عدل خود . . . . قرار داده است » ، المغنى .